یادت هست مــــادر؟؟؟

 

اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی؛

 

تا یك لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟

 

شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران؛ ...

 

می گفتی بخور تا بزرگ بشی

 

و من عادت كردم كه هر چیزی را

 

بدون اینكه دوست داشته باشم قورت بدهم

 

حتی بغض های نتركیده ام را...

 

 



دوشنبه 19 تیر 1391 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران