
ماهایی که دیگه
نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم
نه کسی از کنارمون بره
حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده
ماها آدمای بی احساسی نیستیم
ماها بی معرفت و نامردم نیستیم
یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن
که یه سری بــــاورامون رو از بین بـــردن...!
این روزها...
تلخم!
تلخ...
تلخ می نویسم...
تلخ فکر می کنم...
این روزهادست برداشته ام
از توجه بی وقفه به حضور آدم ها...!
پرهیز می کنم از ثبت وجودهایی که
ماندگاری ندارند!
این روزها...
تلخ تر از همیشه...
از همه ی آدم ها بریده ام!
مجنون ؛
همیشه مرد نیست ...
گاهی مجنون دخترکی تنهاست ،
که زمانی لیلی کسی بوده ... !!

جایی وجود داره
به نام “ســــــــــــیم آخر”
من دقیقا همون جام!
بزنم بهش یا نه . . . !؟
قبول نیست !
این بارتو چشم بگذار
من فراموشت می کنم
فقط تا صد بشمار،
آهسته آهسته
راستی ، ...
من بازی را خوب نمی دانم،
خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را ؟
تورافراموش کنم یا خاطره را ؟
این بازی کی تمام می شود؟؟؟