دلم گرفته است...
چقدر گریه کردم...
چیزی میان دلم فشرده شد...
تمام روز را گریه کردم...
میان کوچه...
میان خیابان...
میان نگاه های متعجب آدم ها...
و هرچه اشک می ریختم
بیشتر دلتنگ می شدم...
گریه کردم و نگفتم که چرا گریه کردم...
به شما هم نمی گویم
اما تمام روز را گریه کردم...

شنبه 20 خرداد 1391 |
ارسال نظر(0)