چهارراه اول ...

 

تمام مکافاتش

گره ای که شل شده

دو سر بند یله می شود روی آسفالت

و او مصرّانه

دقیق به چادر سیاه مادر

فارغ از خیال سالیان پوچ

مملو از نشاط سکّه های لوچ

دوان و جیغ کشان

سرریز می شود به تمامی هیکل لذّت

 

 

چهارراه دوم ...

در گذران صبح تا شب

کل معلوماتش

تبلور اندام و حرکات یک دختر

می چرخد و وول می خورد

تا تنه ی بعدی، قبلی را حلاجی کند

و من نمناک و تلخیده

باید گز کنم تا خود را

به چهارراه بعدی برسم ...

 




دوشنبه 26 دی 1390 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران