کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت اون ابر ها میومد بیرون

و گوشم رو محکم می گرفت و داد می زد که

آهـــــــــــــــــای !!!

بگیر بشین سر جات

اينقده غر نزن...

همینه که هست!

بعد یک چشمک می زد و آروم توی گوشم می گفت

همچی درست میشه...




سه‌شنبه 04 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران