می خواهم بگذرم،

 

بگذرم از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم

تو نشنیدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم.

ساختم و تو خراب کردی

و من چقدر تشنه ی حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی

اشک ریختم،

برای روزهایی که چه نیازمند تو در کنارم بودم

برای خودم که چگونه غرق تو شدم

و به یاد آوردم،‌

خودم را

که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم

چگونه پرواز را دوست داشتم

و

 تو را

که بالهای مرا شکستی

همچون قلبم

می خواهم بگذرم،

از تو

از عشق ویران کننده ی تو

از منی که با تو بوجود میامد

و چه غریب بود

قلب این پرنده امروز از پیش تو پرواز کرد...




جمعه 07 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران