میروم تا در میخانه كمی مست كنم
جرعه بالا بزنم آنچه نبایست كنم
انقدر مست كه اندوه جهانم برود
استكان روی لبم باشدو جانم برود
برود هر كه دلش خواست شكایت بكند
شهر باید به من الكلی عادت بكند
یکشنبه 08 مرداد 1391 |
ارسال نظر(0)
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید