در مـن
هویــتی مجـهول
محـصول سفســطـه ی پـیـر
یک فیـلسوف درون گـرای خستـه
از فلسفـه بافیهای قرن حاضـر
نشستـه
و سیـگارش را در جنـاق سینـهام
خاموش میکـند
من زجــر میکشـم
او
نـگران اتـمام آخـرین
نـخهای سـیگارش اسـت....