میـگـم خــداحـافـظ
که تـــو چشم تـَر کنی و بگی: کجا؟
مگه دست خودته این اومدن و رفتن ؟
که سفت بغلم کنی و بــگـی:
هیچ رفتــنی تـو کار نیست...
همین جـا ،
" به دلت اشاره کنی" ، جاته تا همیشه
آخـرِ سرش محکم بگی: شـیر فــَهم شــُد؟؟
و مَـــن، دل ضعفه بگیرم
از این همه عاشقانه های ِ محکمت ...
دوشنبه 05 تیر 1391 |
ارسال نظر(0)