تلو تلو خوردم...
 
پس از آخرین مشتی که حواله دلم کردی...
 
رینگ بوکس است یا دشت احساس ...
 
نمی دانم...
 
تنها می دانم که پشتم خدایی هست
 
 
که با دستش مرا استوار نگه می دارد...
 
و من هیچگاه در این بازی نمی بازم ...




دوشنبه 17 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید