تلو تلو خوردم...
 
پس از آخرین مشتی که حواله دلم کردی...
 
رینگ بوکس است یا دشت احساس ...
 
نمی دانم...
 
تنها می دانم که پشتم خدایی هست
 
 
که با دستش مرا استوار نگه می دارد...
 
و من هیچگاه در این بازی نمی بازم ...




دوشنبه 17 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران