دیوار

 
 
.
.

 
آجر می چینم

 
روی هم

 
دور تا دورِ بودنــــم

 
آنقـدر که دیــواری شود

 
تا هیچ احسـاســی

 
... ... ... نـتوانــد سَــرَک بکشد و

 
سَر به سَرم

 
بگذارد...

 
من جــایی از دیــروز جــا مانـــدم

 
که دست هایم را

 
زیرِ بــــــاران شستم از "عشــــق"
.
.

 
 
 



شنبه 27 آبان 1391 | ارسال نظر(0)


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید