خاطره

 
 

زندگی شاید ، شعر پدرم بود ، که خواند

 

چای مادر ،که مرا گرم نمود

نان خواهر ، که به ماهی ها داد

 زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم

زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست

لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد ، قدر این خاطره را دریابم




یکشنبه 09 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران