حلقه

 
 
دخترك خنده كنان گفت:
 
كه چیست راز این حلقه زر
 
راز این حلقه كه انگشت مرا
 
این چنین تنگ گرفته است به بر
 
راز این حلقه كه در چهره او
 
اینهمه تابش و درخشندگی است

مرد حیران شد و گفت :
 
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی ست.
 
همه گفتند مبارك باشد دخترك گفت:
 
دریغا كه مرا باز در معنی آن شك باشد
 
سالها رفت و شبی زنی افسرده
 
نظر كرد بر آن حلقه زر
 
دید در نقش فروزنده او
 
روزهایی كه به امید وفای شوهر
 
به هدر رفته هدر
 
زن پریشان شد و نالید كه وای وای ،
 
این حلقه كه در چهره او
 
باز هم تابش و رخشندگی است
 
حلقه بردگی و بندگی است.
 



سه‌شنبه 11 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران