انگشتانم که
لای ورق های دیوان حافظ می رود
دست دلم می لرزد
اما به خواجه می سپارم
تاامید را از دلم نگیرد ;
دلم می خواهد همیشه بگوید :
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور......
شنبه 31 فروردین 1392 |
ارسال نظر(0)
انگشتانم که
لای ورق های دیوان حافظ می رود
دست دلم می لرزد
اما به خواجه می سپارم
تاامید را از دلم نگیرد ;
دلم می خواهد همیشه بگوید :
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور......