گاهی خسته می شوی،
کم می آوری،
نه می توانی خودت را به خواب بزنی
و نه توان بیدار ماندن داری.
ترس از دست دادن آدمهایی که
دوستشان داری بغض می شود
توی گلویت،
می چسبی به سکوتت
و دم نمی زنی
مبادا که بترکد این بغض لعنتی.

گاهی خسته می شوی،
کم می آوری،
نه می توانی خودت را به خواب بزنی
و نه توان بیدار ماندن داری.
ترس از دست دادن آدمهایی که
دوستشان داری بغض می شود
توی گلویت،
می چسبی به سکوتت
و دم نمی زنی
مبادا که بترکد این بغض لعنتی.

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید