باران

 
 

زودتر بیا

 

من زیر باران ایستاده‌ام

 

و انتظار تو را می‌کشم

 

چتری روی سرم نیست

 

می‌خواهم قدم‌هایت را، با تعداد

 

قطره‌های باران شماره کنم

 

تو قبل از پایان باران می‌رسی

 

یا باران قبل از آمدن تو به پایان

 

می‌رسد؟

 

مرا که ملالی نیست

 

حتی اگر صدسال هم زیر باران بدون چتر بمانم

 

نه از بوی یاس باران ‌خورده خسته می‌شوم

 

نه از خاکی که باران ،غبار را از آن ربوده است.

 

هر وقت چلچله برایت نغمه‌ی دلتنگی خواند

 

و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا

 

من تا آخرین فصل باران منتظرت می‌مانم ..

 




سه‌شنبه 28 خرداد 1392 | ارسال نظر(0)


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید