آینه

 
 
آخ که چقدر تنهایم...

دل بیچاره ام
 
 
بس که سنگ صبورم بوده خرد شده

و انگشتانم بس که برایت نوشته
 
 
خسته

روبروی آئینه نشسته ام...
 
 
آیا این منم؟؟!!

شکسته...

دلتنگ...

تنها...

تو با من چه کردی؟

شاید این آخرین زمزمه های دلتنگی ام باشد

دیگر هیچ نخواهم گفت...

اما منتظرم...

انتظار دیدن دوباره تو برای من اکسیر زندگیست

پس برگرد...

عاشقانه برگرد

برای همیشه

..................؟
 
 



یکشنبه 09 مهر 1391 | ارسال نظر(0)


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید