post

 
 
چشمانم را كه می گشایم
 
لبخند خداوند باز هم بر من می تابد
 
و مرا به شوق بودن و ماندن
 
در فردایی چون امروز زیبا می رساند .
 
قدم در شهری می گذارم
 
كه شقایق ها دیروز به آن بازگشتند .
 
شهر من شهر زیبایی ها،شهری كه در آسمانش
 
ستارگان هر شب ضیافتی شاهانه دارند .
 
شهری كه هنوز هم می توان در آن
 
نوای دلنشین ناقوس عشق را شنید .
 
شهری كه خورشید و خداوند
 
هر روز بر آن می نگرند
 
و باران بر آن ملودی زیبایی ها را می نوازد .
 
شهر من شهر زیبایی ها و كوچه هایش
 
خاطرات سبز عاشقی هاست
 
 



سه‌شنبه 11 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران