رد پا

 
 

در نگاهت

 

رد پای قافله ای دیدم

 

بی خبر از واژه ی تنهایی من!

 

باز

 

قصد رفتن کرده ای!؟!

 

سر می کشد بغضی باز در گلویم

 

حنجره ام می جوشد از غم

 

التهابم را نه!

 

التماس نفسهایم وقت رفتن را

 

هم نمیبینی؟!!!!

 




یکشنبه 16 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید