انگشتانم که
لای ورق های دیوان حافظ می رود
دست دلم می لرزد
اما به خواجه می سپارم
تاامید را از دلم نگیرد ;
دلم می خواهد همیشه بگوید :
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور......
انگشتانم که
لای ورق های دیوان حافظ می رود
دست دلم می لرزد
اما به خواجه می سپارم
تاامید را از دلم نگیرد ;
دلم می خواهد همیشه بگوید :
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور......
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید