مسابقه

 
 
دیشب تو خواب با بارون مسابقه دادم...

اون بارید و من گریه کردم...

باهاش از تو حرف زدم...

اون دلتنگ خورشید شده بود

ومن دلتنگ تووووو....


 
 
 

پ.ن:

 

خدایا...

این روزها حرفهایم بوی ناشکری میدهند...

اما تو
به حساب تنهایی و درد دل بگذار...




شنبه 09 اردیبهشت 1391 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران