در نقاشی هایم تنهاییم را پنهان می کنم،
 
در دلم دلتنگی ام را،...
 
در سکوتم حرفهای نگفته ام را،
 
در لبخندم غصه هایم را،
 
دل من چه خردسال است،
 
...ساده مینگرد ...
 
ساده می خندد ...
 
ساده می پوشد ...
 
 
دل من،از تبار دیوارهای کاهگلی است.
 
ساده می افتد...
 
ساده می شکند....
 
ساده می میرد....



شنبه 22 مهر 1391 | ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران