من خدایی دارم که در این نزدیکی است!
نه در آن بالاها!
مهربان؛
خوب؛
قشنگ؛
چهره اش نورانی است!
گاهگاهی سخنی میگوید با دل کوچک من ؛
ساده تر از سخن ساده من! او مرا میفهمد.
او مرا میخواند .
او مرا میخواهد.
او همه درد مرا میداند!
یاد او ذکر من است .
در غم و در شادی!

چون به غم مینگرم
آن زمان رقص کنان میخندم که خدا یار من است.
که خدا در همه جا یاد من است...

دوشنبه 10 بهمن 1390 |
ارسال نظر(0)